X
تبلیغات
تو ؛ توی پنجره ام
رفتن همیشه رفتن ست

و دل تنگی همیشه دل تنگی

اشتباه می کنند آن ها که می گویند زندگی می گذرد

نمی گذرد

می نشیند یک جا

و تنها نگاهت می کند

که پیر می شوی ..

+      زنی که وجود ندارد 

احساس می کنم زندگی ام دارد خفه می شود .. تنها چراغ روشن توئی انار . تو .

+      زنی که وجود ندارد 

تو آرزوی هر شب منی برای ماه . برای با تو بودن . دوستت دارم :×

+      زنی که وجود ندارد 

تو با منی در تمام لحظاتی که در کابوس نداشتنت خیال می کنم نیستی . تو با منی در تمام مدتی که دارم آغوشت را تصور می کنم .. جدا جدا و با هم .. در تمام این روز ها ..
+      زنی که وجود ندارد 

انار من .. همون قدر که مطمئنم اینی که داره اینا رو می نویسه دست منه .. همونقدر که می دونم حتی اگه این دست از من جدا بشه و من دستی نداشته باشم  باز این دست جدا شده مال منه.. همونقدر مطمئنم که تو همیشه با منی ..

+      زنی که وجود ندارد  | 

نه

خرده نمی گیرم به کسانی که مرا متهم

به ندانستن ندانسته های خود می کنند

و خود را پشت نصیحت هایی

به اصطلاح مادرانه پنهان می کنند

 سایه ای دیووار بر روی عشق پاکی می اندازند

که نه درکش می کنند

نه چشمانشان برق صداقتش را می بیند

بس است نشان دادن بی تجربگی هایتان

من

خوب فهمیده ام ...

 اگر خود 40 دزد و علی بابای افسانه ای

حقیقت یابند

از پس کوه ها و

دل کویر بیرون بیایند

خواهان تکه جواهر در قلبم باشند

کسی هست که

زودتر از آن ها دستش را روی

سینه ام می فشارد

 این چنین است که من تا ابد در امان می مانم

و  او می شود

قهرمان داستانی که

آخر خط قصه را دستان او می نویسد...

 

 + یعنی من صاحب همچین قهرمانیم :)

+      زنی که وجود ندارد  | 

می دونی ؛ آدما برای من دو دسته ان . یا بهم خیلی نزدیکن و دوسشون دارم و غالب مواقع دارم بهشون فکر می کنم ؛ یا ازم دورن و کاری باهاشون ندارم و معمولن یادشون نمی افتم .

اون دسته ی دوم ، حتی اگه یه مدت طولانی نبینمشون و یادم رفته باشن و خبری ازشون نداشته باشم رو ، اگه بخوام دوباره برا خودم یادآوری کنم و بهشون فکر کنم ، یا اتفاقی تو خیابون ببینمشون و باهاشون سلام و علیک کنم و چند کلمه ای حرف بزنم ، بازم مثل روز اول به خاطر می آرمشون . تمام حرکات ریزشون رو یادمه . حتی حرکات چهره شون رو . همه چی شون .

اما تو .. تویی که اصلن دسته ی اول رو واسم تعریف کردی .. تویی که با بودنت من دسته ی اول رو برا خودم ساختم .. انقدر بهت فکر کردم که محو شدی واسم .. انقدر بهت فکر می کنم که یهو می بینم هر چی تلاش می کنم چهرتو یادم بیاد یا حرکاتتو دیگه یادم نمیاد .. انگار دیگه نمی بینمت ..

دیدی یه نفری رو که خیلی باهاش باشی و دوسشم داشته باشی و همش باهاش قدم بزنی و بگردی ، بعد یه مدت دیگه نمی تونی تشخیص بدی خوشگله یا زشت ؟ قدش بلنده یا کوتاه ؟ من همینطوری شدم الآن . دیروز و امروز که دیدمت و برام حرف زدی .. دوس داشتم همه ی عالم نباشن و زمان بایسته و تو فقط واسم حرف بزنی و من نگات کنم .. چهرتو یادم بود .. چشماتو آره اما نگاتو نه .. نگاهت رو .. حرکات ریز لب و دهن و دندونای قشنگت رو یادم نبود .. یادم نبود انقد نگات قشنگه .. انقد صورتت نازه و من انقد دوست دارم .. یادم رفته بود ..

 دور نشو ازم .

+      زنی که وجود ندارد 

دلم واسه همه موقه هایی که بغلم می کردی تنگ میشه ..

واسه همه موقه هایی که منو می بوسیدی با عشق ..

همه موقه هایی که تو گوشه ی مکانیک با هم می نشستیم رو شوفاژ

همه موقه هایی که جلو بوفه برادران چایی و بیسکوئیت می خوردیم ..

ساندویچ با دلسترایی که خودشون کم بودن همیشه ..

آب آلبالو ها و آب انارا ..

واستادنامون تو عرشه .. کتابخوانه فنی و اس ام اس بازیامون .. تو چش هم دیگه نگاه کردنامون .. 

واسه وقتایی که میومدم چلو در ِ کلاس ِ کاوه منتطرت وامیستادم .. یا کلاس ِ معادلاتت تو عمران ..

صندلیای جلو علوم و اون مامور ِ حراست که اومد بهمون گیر داد .. یا اون روز که تو مکانیک در داشت محکم بسته می شد و تو دویدی به سمتش و با پات نگهش داشتی که کوبیده نشه و میرزائی بهت گفت آفرین مهندس ..

اولین روز بعد از عید که من تو گوشه منتظرت بودم و صدای قدماتو شنیدم انگار دنیا رو بهم دادن .. باز تو و چشمای قشنگت که دنیای من ه .. تو و دستای محکم ت که پناهمه .. تویی که حتی نمی تونستی لنگیدن خواهرت رو از درد پا ببینی .. نمی تونستی ببینی خواهرت با یه هم کلاسی پسرش حرف بزنه چون عاشقش بودی .. چون دوسش داشتی ..

یادته من امتحان موازنه داشتم و تو اومده بودی جلو کلاس که آروم باشم ؟ ..

یادته فلافل خوردنامونو ؟ .. بلال که تو گاوازنگ خوردیم با هم .. هندونه تو اون پارکه .. 

از همه قشنگتر اون باغ تو جاده بیجار .. یادته نشستم رو پات که شلوارم کثیف نشه ؟ یادته با هم از کوه رفتیم بالا و همدیگرو بغل کردیم ؟ یادته چقد راه رفتیم ؟ ..

وای . کلاسای آز فیزیک رو چی ؟ احمق بازیام .. حرص خوردنای تو .. استاد که چقدر تو رو دوس داشت و فکر می کرد ما زن و شوهریم .. یادته شب رفتیم پیتزا خوردیم و تو تا دم در خونه آقا جون اینا اومدی دنبالم ؟ ..

یادته اون روز که بارون میومد و تو اومدی دنبالم جلو فروشگاه و بهم گفتی گناهت چی بوده که انقد وابستت کردم به خودم .. رفتیم بستنی خوردیم و تو تی شرت سفید پوشیده بودی و من گفتم چقدر بهت میاد ..

یادته می رفتیم سایت و من هی غر می زدم که حوصله م سر رفته .. با فروت نینجای تو گوشیت بازی می کردم .. وای یادته بهم یاد دادی برنامه ها رو از رو صفحه ی گوشیت بریزم تو سطل آشغال و من کلی خر ذوق شده بودم و هی می خندیدم ؟

یادته رو صندلی جلو علوم نشستیم و تو از مامان بزرگ گفتی واسم .. از دائی و نا مردیاش .. از عشقت .. از حرف رمز ِ بینتون .. بهم گفتی من خیلی بهت نزدیکم .. بهم گفتی من مثل ِ خواهر نیستم .. گفتی من خود ِ خواهرم برات ..

یادته داشتیم ازساختمون عمران میومدیم بیرون و من هی داشتم به گوشت می خوندم که کلاستو نپیچون و تو یهو داد زدی بس کن و بعدش نیم ساعت خندیدیم ..

یادته اون روز که امتحان استاتیک و علم مواد داشتی اومدم که ببینمت و چقدر احساس ِ غرور کردم که داداشم ازم خواسته برم پیشش ..

همه ی اینا که فقط یک صد هزارم تمام حس هایی بود که کنار تو تجربه کردم .. همه شون ..

می میرم برات .

+      زنی که وجود ندارد 

زندگی گاهی خیلی سخت میشه برای آدما . آدم حس می کنه تو یه مترو شلوغ ایستاده ؛ بین چندین تا آدم ِ کله گنده که دارن بهت فشار میارن و تو از زور ِ گرما نمی تونی رو پاهات بند شی . گشنته و حالت اصلن خوب نیست . می خوام بگم ؛ من حس می کنم همچین حالی دارم این روزا . به شدت احساس ضعف می کنم و حس می کنم بیشتر از این دیگه توان ِ سر ِ پا ایستادن رو ندارم .

دعوا و داد و بیداد کسایی که تو زندگیشون فقط و فقط لج و لج بازی رو فهمیدن . فقط دارن داد می زنن و با هم لج می کنن .

آدم می بره . آدم احساس خستگی می کنه . خیلی زیاد .

یه بغض کهنه تو گلومه . یه بغض ِ گنده که الآن یه هفتس باعث شده گلوم درد بگیره .

خسته ام .

+      زنی که وجود ندارد 

این رو بخون :)

- - این رو هم لطفن ؛)

- - - این رو هم زحمت می کشی ؟

+      زنی که وجود ندارد 

+      زنی که وجود ندارد 

+      زنی که وجود ندارد 

بازم من موندم و حسرت ِ دوباره ی بودن ِ تو ..

 بازم من موندم و این جا و یه تیکه کاغذ ..

  بازم خودم موندم تنها ..

+      زنی که وجود ندارد 

این که یه نفر نباشه فرق داره با این که باشه و بره . این که تو رو مطمئن کنه به بودنش .. این که قول بده بهت .. بعد بزنه زیر ِ همه چی و بره .. 

دوس داری با ناخونات جر بدی خودتو از بغض

+      زنی که وجود ندارد 

- ماه ِ من ؛ ما ها خدا رو یادمون رفته . ما ها داریم از خدا دور می شیم . ما نمی دونیم داریم کجا می ریم .. همین طور سرمون رو انداختیم پائین و داریم سعی می کنیم خودمون راه زندگی مون رو پیدا کنیم .. ولی نمی تونیم ..

- اول نماز .. فقط نماز ..


- اصلن ِ اصلن به گناهت فکر نکن .. اصلن ِ اصلن به ترک کردنش فکر نکن .. فقط نماز بخون .. هر طور که راحتی .. هر وقتی که دوس داری .. ولی بخون .. بخون ..


- ما ها ، " باید " آروم شیم .. " باید " راه ِ آروم شدن رو پیدا کنیم . اولین راه اینه .. درس خوندن تو این 20 روز رو فراموش کن . فعلن به فکر ِ آروم شدن باش . به آرامش برس ؛ گناهت رو ترک کن ؛ بعد هم که ترم شروع میشه و توئی که آروم شدی می تونی راحت درساتو بخونی و برسونی .


- الآن فقط داریم خودمونو با فکر ِ درس خوندن اذیت می کنیم . داریم گناه می کنیم ، نا آرومیم ، بعد به جای این که به فکر ِ ترکش باشیم می ریم دنبال درس و چون آشفته ایم از اون هم جا می مونیم و با همین رویه تابستون تموم میشه و ترم هم با همین آشفتگی میگذره .


- خدا اگه ببینه همه انرِژیمونو گذاشتیم برا ترک گناه کمکمون می کنه . شک نکن .


" به فکر ِ درس نباش . به هیچ وجه . آروم باش . فقط همین . هر وقت دیدی آروم ِ آرومی درس رو شروع کن و به محض احساس آشفتگی باز بذارش کنار " .


- بهم نگو دارم چرت می گم و متوجه نیستم اگه درس نخونیم عقب می مونیم . با این وضع ِ نا آروم و بی قرار ، با فکر کردن به درس فقط داریم ازش زده می شیم . خودت که می بینی درس نمی خونیم به هر حال . پس بهتره اول خودمون رو آروم کنیم .و کلن بهش فکر هم نکنیم .


باشه نفس ؟


+ دانلودش کن ماه من ..

+ این یکی رو هم ..

+      زنی که وجود ندارد 

+      زنی که وجود ندارد 

تو که بیشتر از همه آشنائی با من .. بیشتر از همه دوسم داری و چم و خم ِ زندگی مو می دونی .. تو .. فقط تو ..

نفس وقتی بهم میگی تو یه دروغ گویی که هیچ اعتمادی بهت نیست ..

وقتی می گی بهت شک دارم ..

وقتی میگی پشیمونی از این که وقتت و زندگیت رو و از همه مهم تر عشقت رو سر ِ آدم احمق و نفهم و لج بازی مثل ِ من تلف کردی ..

وقتی میگی " مگه تو ام بلدی حرف بزنی ؟ " ..

همه ی این وقت ها ..

فرهاد من له میشم .. من له میشم .. به خداوندی خدا له شدن رو تجربه می کنم ..

چون " تو " کسی بودی که اومدی سمت ِ من بهم پر و بال دادی .. تو بودی گفتی " بقیه رو بی خیال .. مگه من کافی نیستم واست ؟ " ..

تو رو خدا نزن این حرفا رو بهم ..

تو رو مرگ ِ من ..


- به خدا قسم اینا رو نگفتم که توپ رو بندازم تو زمینت و همه چی رو بندازم گردن ِ تو .. حتی الآن که رفتم دسشوئی و برگشتم حتی پشیمون شدم از این که اینا رو بذارم این جا ..

همه ی اون موقع ها که اینا رو بهم گفتی من مقصر بودم .. همه ی همه ش ..

تو ، دوباره اون حس ِ اون شب رو بده بهم .. اون شب که گفتی  "به خاطر حضورت ، شمیم رو بخشیدم " .. 

بذار باز از ذوق گریه م بگیره ..



+ منو بشنو ..

+      زنی که وجود ندارد 

ببین نفس من ، این که ممکنه یه روز انقد بد بشیم که همه چی تموم شه رو قبول دارم . این رو که تو دل هر دومون همه چی بمیره . قبول دارم که این مدت زیاد بچه بازی درآوردم و خیلی اذیتت کردم . هردومون خیلی اذیت شدیم .

می دونم این که بخوام بگم ، مثلن " خودت اون روز بهم گفتی برو نت حسابمو چک کن " یا این که " دیروز خودت رفتی ایمیلامو چک کردی " یا " بهم گفتی همه ایمیلاتو تر تمیز کن " هیچ کدوم توجیه کار من نیست . من نباید یادم می رفت قرارمونو . و بابت این موضوع هم معذرت می خوام . واقعن شرمنده ام .

می دونی خواهش من از تو الآن چیه ؟

بذار قبلش یه چیزی رو بگم :

ببین ، می دونی بزرگترین اشتباه من و امثال من چی بوده ؟

" ترس "

ببین مثلن من اولش اشتباه کردم و در حالی که مامانم بهم گفته بود به شماره غریبه جواب نده ، جواب دادم . این اولین اشتباه بود . ولی اشتباه بزرگترم این جا بود که از ترس ِ دعوای مامانم بهش نگفتم اشتباهمو . و این مسئله دامنه پیدا کرد و همه زندگیمو گرفت و من شدم اونی که تو تحویل گرفتی .

اما اگه مامانم عکس العمل مناسب نشون می داد و من می تونستم مثل یه دوست باهاش راحت باشم ، همون اول می گفتم و اونم با یه تذکر ساده جلوی اشتباهای بزرگتر رو می گرفت و من به اون روز نمی افتادم .

حالا دارم بهت می گم ، تو رو خدا ، تو رو مرگ ِ من ، وقتی من اشتباه می کنم ، نزن تو ذوقم . من با کلی ذوق بهت زنگ زدم و دارم نتیجه ی تست رو می خونم ، اون وقت تو به جای این که اول کامل گوش بدی و آخرش بگی " خواهری مگه قرارمون این نبود که نری نت ؟ " همون اولش می زنی تو ذوقم و من ناراحت می شم . با ناراحت شدن ِ من و رفتار ِ بد نشون دادنم ، تو ام دلت میشکنه و دعوامون میشه .

من عقل ِ کل نیستم . به هیچ وجه من الوجوه هم ادعای عقل ِ کل بودن ندارم و اصلنم نمی گم اینا که گفتم درسته . من فقط فکرمو گفتم و این جا نوشتمش که تو اشتباهمو بهم بگی .

ببین ، شک نکن اگه این رابطه به هم بریزه ، من خیلیییییییی بیشتر از تو داغون میشم . چون تو ، ته ِ تهش یه همدم و خواهر رو از دست میدی ولی من حامی ام رو . پشتیبانمو . همه چیزمو . پس شک نکن من همه تلاشم واسه موندن توئه . این که توو دل ِ تو هیچی نمیره و همه چی برگرده به حالت ِ سابق .

از یه طرفم خدائی خیلیییییی زور داره سر ِ یه کلافگی و بی حوصلگی ِ تابستون رابطه ای به هم بخوره که انقد واسه نگه داشتنش زحمت کشیدیم . یادته حرفات به شقایق رو ؟ یادته گریه های منو ؟


انارم من تو رو خیلی دوس دارم . خودت بهم یاد دادی باهات راحت باشم . خودت ازم خواستی از هیچی نترسم .

من همه ی حس های خوب ِ زندگیمو کنار ِ تو تجربه کردم . کنار ِ تو بود که دوس داشتنو یاد گرفتم . مهربون بودنو . پشتیبان بودنو . این که واسه خاطر ِ یه غریبه که نمیشناسی ش از خودت بگذری .. این که بهش اعتماد کنی .. پشتیبانش بشی و از اشتباهاش بگذری .. فرهاد به خدا به تو که فکر می کنم انگار دارم خدا رو تصور می کنم .. می خوام بگم ، " خدا " ئی واسم ..

عاشقتم ..

بوس

+      زنی که وجود ندارد 

خدایا ..

فقط خودت می تونی ..

فقط تو ..

+      زنی که وجود ندارد 

خیلی حس خوبی دارم ؛ این که حس می کنم حرفام مهمن ؛ این که فکرام دارن نتیجه می دن و و خط فکریم درسته .. این که نتایج به دست اومده نشون می ده در اکثریت مواقع دارم درست فکر می کنم .. واااای .. خیلی خوشحالم ..

حس می کنم دارم مفید واقع می شم .. حرفامو یه آدمی که واسم خیلی مهمه فکراشو کاراش و خیلی قبولش دارم تائید میکنه ..

این ته خوشبختیه .. :)

+      زنی که وجود ندارد 

خدا جون از استرس خسته شدم .. از منتظر بودن .. از ازدست دادن ..

چرا داری تنها کسیو که دارم ازم می گیری ؟

می دونم خیلی پستم .. خیلی کثیف و آشغالم .. می دونم .. به خداوندی خودت من خودمو فرشته نمی دونم ..

ولی مگه همه اونایی که آرومن خیلی پاکن ؟

یعنی من اونقدری خوب نیستم که ازم نگیری تنها کسمو ؟

من خیلی بدبختم .. همش دارم ضجه می زنم .. همش دارم التماس می کنم .. به خودت قسم خسته شدم .. خسته شدم .. خسته ..

یکی داره و قدرشو نمی دونه .. منم دارم .. نذار ندونم قدرشو ولم کنه بره ..

+      زنی که وجود ندارد 

وای خدای من .. وااااای .. یعنی دارم از دستش می دم ؟

واااای نه . نه نه نه نه .

من طاقتشو ندارم ..

وااای ..

خدا جون ؟ خدای من ؟

یادته اون شب که داشتم براش می نوشتم : " از اینکه فقط تو موندی برام که کنارم باشی .. ته دلم محکم ِ ... نمیذارم بری از دستم .. " دستمو گرفتی و گفتی " دلت به کی محکمه ؟ اگه به منه که اگه من نخوام هیچ جا نمیره .. "

مگه تو نبودی که گفتی ؟ پس چرا انداختیم تو مسیری که تهش رفتنشه ؟ هان ؟

چرا نگاتو برداشتی از روم ؟

چرا همش دارم اشتباه می کنم ؟ چرا همش یه طوری میشه که لجم می گیره ؟

خدا جون .. خودت دیدی که بهش گفتم " غرورت خیلی مهمه  .. اگه دیدی بودن با یکی بودن نمی ذاره به اهدافت برسی بذارش کنار .. حتی خود من ُ "

ولی خدا من نمی تونم .. من نمی تونم .. به خداوندی خودت نمیتونم .. اصن نمی خوام ..  ..

پس چرا داری میبریم سمتی که لجشو در بیارم ولم کنه بره ؟

تو که می دونی من واسش همه کار می کنم .. ببین دستامو .. ببین اشکامو .. این لرزیدنا از چیه ؟ این اشکا ..

خدا جون .. نذار بره از دستم .. نذار

+      زنی که وجود ندارد 

- چقد بده وقتی حرفاتو نشنون ؛ وقتی داری براش استدلال می کنی حس کنی اصلن واسش مهم نیستن حرفات . خیلی بده . که بعد اون همه حرف انگار که هیچ تاثیری نداشتن گوشی رو روت قط کنه و بگه تو حرفامو نمی فهمی .

- این که همیشه در معرض باشی . از جات مطمئن نباشی و نتونی ثبات پیدا کنی . این که هی از بالاترین حالت به بدترین حالت سقوط کنی و هی برگردی سر جات و همش قل بخوری .


- چرا انقد آدمای بد این جا زیادن . چرا هیچکس یه درصدم به این فکر نمی کنه که جواب اعتماد اعتماده نه سوءاستفاده . چرا باید یه مربی رانندگی به کارآموز دخترش دس بزنه و دستشو بگیره در حالتی که دختره داره سکته می کنه . پس آدمیت کجاست ؟ اعتماد و امنیت کجا رفتن ؟

چرا تو این دنیا نمیشه راحت بود و راحت زندگی کرد ؟ مگه ما به خواست خودمون اومدیم که داری تاوان خواسته مون رو ازمون می گیری ؟

خدا جون زودی بهم جواب بده . منو که فرستادی اینجا ، تا جوابمو نگیرم نمی تونم به ماموریتم ادامه بدم . بشنو صدامو .

+      زنی که وجود ندارد 

چقد خوبه گاهی به آدم بگن .. پیشتما !

+      زنی که وجود ندارد